
فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات182 زبان، لسان شعر، زلف زبان: همه چیز را به زبان می شناسیم. اما زبان را جز به زبان نمی استطاعت شناخت. لسان را به تنها چیزی که باب جهان همانند می توان کرد، نورد است. چرا که ضمیر اول شخص جمع همه چیز را به نور می بینیم. اما نور را جز به سمت پرتو نمی توان دید. نور خود روشنگر خویش است. آن قید روشنگری که همه چیز را پدیدار می کند. اما خویش پنهان می ماند. پرتو است که به سمت چشمان ما توان دیدن هر آن چیزی را می دهد که دیدنی است. لیک زبان هر ثانیه چیزی را که شنیدنی است به ما می شنوا ...